تحلیـــل رویــا

هنوز که هرگز نیست

تو

توی کادرِ خواب های من می
خزی

خیلی خزی!

 

من پشت دوربین

روی صندلی کارگردان نشسته
ام

داد می زنم:

 

"کــــات!

 عزیزم!

 می شه خواهش کنم فِـید- اوت شی؟"

 

تو لبخنـد می زنی

و از جای ات تکان نمی خوری.

 

ام شب هم خواب ام بی واو می
شود

و من

روح پدر یونگ را در خاب می
بینم

که شرمنـده است.

/ 0 نظر / 4 بازدید